اندیشه و تحلیل

«جهان را باید فهمید تا بتوان آن را دگرگون کرد.»

اینجا اندیشه در میدان نقد می‌زید. فلسفه، سیاست و اقتصاد در سایه‌ی قدرت معنا می‌یابند. نوشتن‌مان  برای فهم سازوکارهای پنهان جهان‌ست، تا از آگاهی، امکان دگرگونی زاده شود.

هنر و ادبیات

«زیبایی، پژواکِ آزادی روح است.»

در اینجا شعر و داستان، گفت‌وگوی اندیشه و احساس‌اند. ادبیات نه برای تزیین، که برای کشف معناست؛ جایی که واژه، آینه‌ی رنج، عشق و حقیقت انسان می‌شود.

فناوری و شبکه

«منطق جهان معاصر، در گردشِ داده‌هاست.»

در این بخش، شبکه، امنیت و فناوری را نه صرفاً ابزار، بلکه ساختارِ نوین قدرت می‌بینم. اینجا از منطق ماشین تا آگاهی انسان، پُلی ساخته می‌شود میان دانش و بیداری.

شعر اندوه پرست – فروغ فرخزاد

بدون دیدگاه
کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم برگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد آفتاب دیدگانم سرد می‌شد آسمان سینه‌ام پر درد می‌شد…

شعر اندوه پرست – فروغ فرخزاد

کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم برگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد آفتاب دیدگانم سرد می‌شد آسمان سینه‌ام پر درد می‌شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می‌زد اشک‌هایم همچو باران دامنم را رنگ می‌زد وه چه زیبا بود اگر پائیز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم شاعری…

شعر اندوه پرست – فروغ فرخزاد

بدون دیدگاه
کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم برگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد آفتاب دیدگانم سرد می‌شد آسمان سینه‌ام پر درد می‌شد…

شعر اندوه پرست – فروغ فرخزاد

بدون دیدگاه
کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز بودم کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم برگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد آفتاب دیدگانم سرد می‌شد آسمان سینه‌ام پر درد می‌شد…

اندیشه زمانی اصیل است که از محدوده‌ی تأمل صرف عبور کند و به نیرویی برای دگرگونی جهان بدل شود؛ چرا که آگاهی، اگر در عمل متجلی نگردد، تنها تصویری خاموش از خویش است.